ابراهيم اصلاح عربانى

114

كتاب گيلان ( فارسى )

با اين مقدمات حزب توده كه در آذربايجان محلى براى ادامه فعاليت نداشت متوجه استانهاى ديگر ايران مخصوصا گيلان و مازندران گرديد تا زمينه خودمختارى را در اين استانها فراهم ساخته با آذربايجان به رقابت برخيزد و نظر مقامات شوروى را به خود متوجه سازد . در اين اوضاع و احوال چند تن از همگامان ميرزا كوچك خان و مجاهدان نهضت جنگل از جمله ميرزا اسماعيل خان جنگلى خواهرزاده ميرزا و ابراهيم فخرائى به دور يكديگر جمع شدند و حزب جنگل « 255 » را تأسيس كردند . تاريخ تأسيس اين حزب 1324 شمسى مصادف با بحرانىترين دوران تاريخ ايران بود . مؤسسين حزب در مقدمه‌اى بر مرامنامه حزب جنگل چنين خاطرنشان ساختند : « باقيماندگان مجاهدين جنگل ، كه هنگام انقلاب مشروطيت ايران و نهضتهاى ضد استعمار و جلوگيرى از قشون‌كشى بيگانگان در گذشته على قدر مراتبهم امتحان جانبدارى و فداكارى داده‌اند ، اينك با عده‌اى از عناصر روشنفكر و شيفتگان آزادى براى رها ساختن اقتدارات ملى از سلطه مرتجعين ، يك بار ديگر جانبازى و فداكارى خود را شروع و در ميدان مبارزه تاريخى خود قدم مىگذارند . » گردانندگان حزب جنگل مرامنامه 1297 هجرى قمرى را كه در 34 ماده تنظيم شده بود با مختصر تغييراتى مناسب تحولات زمان دانستند و از مجموع مواد مرامنامه دو ماده تلخيص كرده به گفته خود سرلوحه نهضت و منادى وحدت و قيامشان قرار دادند . اين دو ماده به قرار زير است : 1 - فداكارى در راه استقلال سياسى و اقتصادى ايران و جهاد براى ريشه‌كن ساختن عوامل سياستهاى استعمارى . 2 - نيل به مزاياى حكومت ملى و رژيم دموكراسى با قطع ايادى مرتجعين و عمال ديكتاتورى از اقتدارات ملى . جماعت انبوهى از ملىگرايان گيلان پيرامون حزب جنگل گرد آمدند زيرا هسته مركزى حزب را آزاديخواهان و افراد خوشنام و همرزمان ميرزا كوچك خان تشكيل مىدادند . جمعيت حزب روزبه‌روز زيادتر مىشد و سازمان حزب در بخشها و روستاها و كليه شهرهاى گيلان گسترش مىيافت . گسترش بىسابقه حزب جنگل و توجه روشنفكران و دهقانان و كارگران به آن ، حزب توده را دچار بيم و هراس ساخت . مؤسسين و رهبران اين حزب را نمىشد با حربه انتساب به قدرتهاى استعمارى و افكار ارتجاعى بدنام ساخت لذا به جاى مبارزه به فكر صلح و سازش افتادند . چند بار افرادى از كميته مركزى حزب نظير دكتر كشاورز و دكتر رادمنش به گيلان سفر كردند و خواستار سازش و رفع اختلافات بين دو حزب گرديدند ولى چون اختلافات داراى ريشه‌هاى عميق سياسى و ايدئولوژى بود وساطت افراد و تشكيل جلسات بحث و گفتگو براى صلح و سازش در اين موقع به نتيجه نرسيد . حزب جنگل در يكى از نخستين جلسات آذرماه 1324 خود تصميم گرفت تلگرافى به شاه ، هيئت دولت و مجلس شوراى ملى مخابره كرده هدفها و خواستهاى حزب را طى هفت ماده اعلام نمايد . اهم مواد مزبور عبارت بود از تشكيل يك دولت ملى منتخب نمايندگان واقعى مردم ، تأسيس انجمنهاى ايالتى و ولايتى ، آزادى مطبوعات و آزادى اجتماعات . در اين جلسه همچنين تصميم گرفته شد از سوى حزب طى اعلاميه‌اى فساد هيئت حاكمه و زمامداران مملكت تشريح و ضرورت بركنارى مغرضين و دشمنان مملكت و اجراى كامل قانون اساسى يادآورى شود . در اعلاميه‌اى كه طبق تصميم شركت‌كنندگان در جلسه مذكور منتشر شد چنين آمده است : « كار فضاحت و رسوائى هيئت حاكمه ما و مخصوصا اكثريت مجلس شوراى ملى به جائى رسيد كه به هيچيك از مستدعيات حقه ملت ايران گوش فراداده نشد و برعكس ، به وسيله عمليات تحريك‌آميز عمدى سعى گرديد اوضاع كشور ايران روزبه‌روز وخيمتر شود و نارضائيهاى مردم آشكارتر گردد . ملت ايران كليه اتفاقات اخير ايران و همچنين هرواقعهء ديگرى را عكس العمل ناشايستگى و عدم لياقت اين هيئت حاكمهء فاسد يعنى دولت و مجلس و مصادر امور دانسته و معتقد است كه اگر مخصوصا اكثريت مجلس شوراى ملى همچنان به تحريكات گذشتهء خود ادامه دهند بىسروسامانى و آشفتگى اوضاع ، بيش از پيش ما را به پرتگاه نيستى خواهد كشانيد . لذا ما به نام گيلان با شهامت ، با كليهء مشروطه‌خواهان و اصلاح‌طلبان كشور همصدا شده با صداى رسا اعلام مىكنيم كه هرچه زودتر به مستدعيات ملى قاطبهء اهالى ايران و مخصوصا مردم گيلان پاسخ عملى و فورى داده شود و با كوتاه كردن دست مغرضين از گريبان ملت و اجراى كامل اصول قانون اساسى و لغو كليهء قوانين و مقرراتى كه مخالف قانون اساسى است ، كشور ايران از وضع اسف‌آور كنونى خارج و ملت ما به آرزوى ديرينهء خود برسد . . . » هنگامىكه حزب جنگل نفوذ و گسترش قابل توجهى پيدا كرد ، افكار گروهى از سران حزب متوجه آغاز يك انقلاب ملى در گيلان شد . گيلان يك بار ديگر مىخواست براى نجات ايران قيام كند . خاطره پيروزى مجاهدان گيلان در نهضت مشروطيت و نقش سرنوشت‌ساز گيلانيان در فتح تهران و سقوط حكومت استبدادى محمد على شاه فكر انقلاب ملى و نجات مملكت را از نابسامانى و تجزيه در رهبران حزب جنگل تقويت مىكرد . آنها بر اين گمان بودند كه در صورت عدم مداخله روسها خواهند توانست زمام امور گيلان را در دست بگيرند . از سوى ديگر چون در آن زمان نيروهاى انتظامى گيلان منحصر به تعداد كمى پليس و ژاندارم بود جنگليها بيم داشتند كه حزب توده با استفاده از موقعيت ، نيروى ضعيف انتظامى را خلع سلاح كرده ابتكار عمل را در دست گيرد و بدين‌ترتيب آذربايجان ديگرى بوجود آيد . با اين انديشه آنها مىخواستند پيش قدم شوند و قبل از آن‌كه حزب توده دست به عملى زند خود بر اوضاع گيلان مسلط گردند . جنگليها تصميم خود را به دوستان و همفكران خويش در تهران اطلاع دادند . آنها نيز موافق بودند . حسن ارسنجانى ، كه از شهريور 1320 تا زمان مرگ در سياست ايران نقش مهمى به عهده داشت و در همكارى با كابينه‌هاى قوام السلطنه و دكتر امينى تأثير قابل توجهى در وقايع مهم كشور به جاى گذاشت ، در يادداشتهاى خود به همين موضوع اشاره كرده مىنويسد :

--> ( 255 ) . همانطوركه مرحوم فخرائى در شرح حال خود توضيح داده است اين حزب غير از حزبى به همين نام است كه جزنى در « تاريخ سىساله ايران » از آن ياد مىكند و مؤسسين آن را گروهى ارتجاعى نظير بهارمست ، زال ، صوفى و جعفر رشوند معرفى مىنمايد . . .